
|
تاريخ خبر: مروري برزندگي و آثار «جان وين»، بازيگر بزرگ سينماي وسترن بازيگر نقش ثابتي كه دوست داشت
امير شريفي خضارتي
![]() |
|
«جان وين» (John wayne) با نام اصلي «ماريون مايكل موريسون» در 26 ماه مه سال 1907 در شهر «وينترست» ايالت «آيووا» آمريكا متولد شد. دوران كودكي و نوجواني او در «كاليفرنيا» سپري شد. وي پس از پايان تحصيلات متوسطه، باگرفتن يك بورس ورزشي در دانشگاه كاليفرنياي جنوبي مشغول تحصيل شد؛ اما عشق و علاقة اصلي وين، بازي در سينما بود و به همين دليل در بخش تداركات استوديوي «فوكس قرن بيستم» كار پيدا نمود و به عنوان سياهي لشگر، حضور در فيلمها را آغاز كرد. جان وين دربارة اين دوره از زندگي خود گفته است: «يادم هست تابستانها چهار هفته به عنوان پادوي صحنة فيلمها كار ميكردم. بعد براي يك هفته در گروه نورپردازها مشغول كار ميشدم و اگر كسي را براي مراقبت از اسبها نياز داشتند، بلافاصله اعلام آمادگي ميكردم. من مدتي هم به عنوان پادوي بخش لباس، در خدمت آنها بودم. هركاري كردم تا بالاخره توانستم جاي واقعي خود را در اين حرفه پيدا كنم.» تلاش جان وين سبب شد كه او به ايفاي نقشهاي كوچكي در فيلمهاي «جان فورد» (1973-1894م) بپردازد. اولين فيلمي كه جانوين در آن به ايفاي نقش پرداخت «خانة دژخيمان» نام داشت. وين دربارة شروع كار خود در سينما گفته است: «هنگامي كه من كار در سينما را آغاز كردم، شرايط چندان راحت نبود. ما براي فيلمبرداري به صحرا ميرفتيم و روزها و شبهاي متمادي را در آنجا سرميكرديم، اما معمولاً شبها را در چادر و خيمه ميخوابيديم. حالا بيا و ببين بازيگران اين دوره و زمانه در چه هتلهايي اقامت دارند و چهها كه نميكنند.» جان وين پس از «خانه دژخيمان»، در چهار فيلم «سلام»(1929)، «ماجراي سخت عاشقانه» (1930)، «مردان بيزن»(1930) و «فرياد و لبخند»(1930) به ايفاي نقش پرداخت. اما اولين نقش مهمي كه جان وين در عالم سينما ايفا نمود به فيلم عظيم «تعقيب بزرگ»(1930) ساختة «رائول والش» (1980-1887م) – استاد بزرگ سينماي وسترن – مربوط ميشود. «تعقيب بزرگ» (كه با نامهاي ديگري همچون «گذرگاه بزرگ» و «مسيربزرگ» هم خوانده ميشود) اولين فيلم ناطق «رائول والش» بود و يك وسترن حماسي عظيم محسوب ميشد. علت انتخاب «جان وين» براي بازي در اين فيلم توسط «رائول والش» اين بود كه سرصحنة كارهاي «جان فورد»، جان وين را ديده و از طرز راه رفتنش به وجد آمده بود. از اين رو، به مديران استوديو تفهيم كرد كه آن جوان (يعني جان وين 23ساله) ميتواند تبديل به ستارة فيلمهاي وسترن شود و فروش اين نوع فيلمها را تضمين كند. البته «تعقيب بزرگ» شكست تجاري عظيمي خورد و از اين رو، گامي به عقب براي والش بود؛ اما جان وين هم از اين شكست بيتأثير نماند؛ به طوري كه پس از «تعقيب بزرگ، به مدت يك دهه به بازي در وسترنهاي ارزان و درجة 3 و ديگر فيلمهاي حادثهاي در استوديوهاي كم بضاعتي همچون «مونوگرام» و «ريپابليك» پرداخت. او در اين دورة ده ساله كه تا زمان فيلم «دليجان» (1939) ساختة «جان فورد» - بزرگترين وسترنساز تاريخ سينما – ادامه داشت، در بيش از 50 فيلم بازي كرد كه هيچكدام برايش اعتباري به ارمغان نياورد. اما «جان فورد»، وين را از فراموش شدن نجات داد و در فيلم «دليجان» (1939) از وي بازي گرفت. در واقع، دومين فرصت بزرگ جان وين وقتي پيش آمد كه از سوي جان فورد براي بازي در نقش «رينگوكيد» در فيلم «دليجان» برگزيده شد. «دليجان» كه بعدها به عنوان يك الگوي فيلمهاي جادهاي و وسترن مورد توجه كارگردانان ديگر تاريخ سينما قرار گرفت، از نظر خود فورد، جهشي در جهت بالا بردن ارزش فيلمهاي وسترن بود. «آندره بازن» - نظريه پرداز و بنيانگذار «كايه دو سينما» كه سينماي وسترن را كاملترين و اصيلترين ژانر سينمايي ميدانست – فيلم «دليجان» را يكي از نمونهاي ترين آثار ژانروسترن دانست. «اورسن ولز» (1985-1915م) – كه در نظر سنجي و رأي گيري مجلة معتبر سينمايي «سايت اندساند» انگلستان كه هر ده سال يك بار انجام ميشود در سپتامبر سال 2002 به عنوان برترين كارگردان كل تاريخ سينما هم از نظر منتقدان و هم از نظر كارگردانان معرفي شد – دربارة «دليجان» گفته است: «تدوين را با چهل و پنج بار تماشاي اين فيلم فرا گرفتم.» «دليجان» كه فيلمنامة آن توسط «دادلي نيكولز» (1960-1985م) – فيلمنامه نويس نامدار سينماي كلاسيك آمريكا كه از سال 1935 به مدت 12 سال با «جان فورد» همكاري داشت و براي اولين فيلمنامهاي كه براي فورد نوشت (يعني «خبرچين») جايزة اسكار گرفت – نوشته شد، «جان وين» را از ركود نجات داد و ژانر وسترن را كه رو به افول بود، جان تازهاي بخشيد. اين فيلم سبب شد كه جان وين 32 ساله به عنوان يك «وسترنر» اصيل و جذاب به عالم سينما معرفي شود. از همين زمان بود كه بازي جان وين در يك سري از بهترين و شاخصترين فيلمهاي وسترن كه توسط استادان اين گونة سينمايي ساخته شد، استمرار يافت. در سال 1940 «رائول والش» مجدداً از جان وين كه اكنون تبديل به يك وسترنر تمام عيار شده بود، براي بازي در فيلم «فرمان شوم» دعوت كرد. اين فيلم، دومين و آخرين همكاري والش و وين بود؛ اما با اين حال، رائول والش افتخار كشف جان وين را به خودش تقديم ميكرد و شخص ديگري با او در اين مورد هم عقيده نبود. جان وين، نيمه اول دهة 1940 ميلادي را با بازي در يك سري فيلمهاي وسترن و جنگي همچون «زنبورهاي دريايي جنگنده»(1944)، «بازگشت به باتان» (1945) و «آنها قابل چشمپوشي بودند»(1945) سپري كرد. اگرچه جان وين به دليل داشتن خانوادهاي با چهار فرزند از خدمت نظامي در جنگ معاف شده بود، اما در مدت يك دهه از سال 1945، به مظهر و سمبول كامل يك جنگجوي آمريكايي بدل شد. او با ايفاي نقش يك گلهدار پدرسالار به نام «تام دانسون» در فيلم «درود سرخ» (1947) ساختة «هاوارد هاكس»(1977-1896م)، عمق غير مترقبهاي را در بازياش آشكار كرد. وي در دومين فيلم سواره نظامي «جان فورد» به نام «دختري باروبان زرد» (1949)، قابليتهاي بازيگري خود را بار ديگر به نمايش گذارد. وين در اين فيلم در نقش يك افسر ارتش كه در آستانه سن بازنشستگي قرار دارد، به ايفاي نقش پرداخت. «جان فورد» همچنان تأثيري مهم و آشكار بركارنامة بازيگري جان وين داشت، به طوري كه استعداد وين را در زمينة بازي در آثار كمدي و عاشقانه با فيلم «مرد آرام» (1953) به منصة ظهور رساند. همچنين فورد، بازي ماندگاري از جان وين در فيلم «جويندگان»(1956) در نفش «ايتان ادواردز» گرفت. در نماي آخر اين فيلم، وين از دوربين روي برميگرداند، در حاليكه با دست چپش، آرنج ديگرش را ميفشارد. اين ژست، تداعي كنندة عمدي بازي «هريكري» - ستاره وسترنهاي صامت جان فورد – بود؛ حركتي كه جايگاه وين را در مقام وارث برحق سنتي بزرگ تثبيت كرد. «جان وين» در واخر دهة 1940 ميلادي، به عنوان يك رئيس اتحاديه سينمايي ضد كمونيستي براي حفظ آرمانهاي آمريكايي، همراه با دوستش واردباند حامي فعال بازجوييهاي «كميتة تفتيش عقايد مك كارتيسم» در هاليوود شد. به همين دليل توسط برخي از هنرمندان آن زمان مورد انتقاد قرار گرفت. اما در دهة 1960 ميلادي، ديدگاههاي راست گرايانة جان وين كه زبانزد خاص و عام بود، عيانتر شد. جنگ ويتنام، وين را به تبليغات صريح سوق داد. او به همين دليل، فيلم «كلاهسبزها» را در سال 1968 كارگرداني نمود و به ايفاي نقش در آن پرداخت. البته اين فيلم نه به جايگاه حرفهاي وين كمكي كرد و نه به اقبال از سياستهاي آمريكا منجر شد. به هر حال، اين ژانر وسترن بود كه حالت بالقوة قهرمانانة وين را به بهترين شكل ممكن مجسم مينمود. جان وين در «ريوبراوو» (1959) ساختة «هاوارد هاكس» و «مردي كه ليبرتي والانس را كشت» (1962) ساختة «جان فورد»، تجسم اقتدار روحي آرام و مطمئن بود كه حتي منتقدان ليبرال خود را خلع سلاح كرد. وين در سال 1960 يك وسترن با ارزش به نام «آلامو» را نيز كارگرداني نمود كه البته در آن به ايفاي نقش هم پرداخت. جان وين در اواسط دهة 1960 ميلادي در تعدادي وسترن معمولي مردم پسند مانند «مك لين تاك» (1963)، «پسران كتي الدر» (1965) و «دليجان جنگي»(1967) به ايفاي نقش پرداخت. بازي او در اين فيلمها سبب شد كه برخي از اداها و اطوارهايش در اين آثار همچون غرولند شوخي آميز وي، در بين عامة مردم معروف شود. اما اوج موفقيت وين در تصاحب جوايز سينمايي در سال 1969رخ داد. او در اين سال در فيلم «شهامت واقعي» در نقش «روستركاگبرن» كه فردي يك چشم بود به ايفاي نقش پرداخت و براي همين ايفاي نقش هم جايزة اسكار بهترين بازيگر مرد نقش اول را از آن خود كرد. جان وين دومين كسي بود كه موفق شد براي بازي در يك فيلم وسترن جايزه اسكار بگيرد. نفر اول در اين مورد «گري كوپر» (1961-1907م) بود كه براي بازي در فيلم «ماجراي نيمروز»(1952) ساخته «فردزينه من» (1997-1907م) در نقش «كلانترويلكين»، جايزة اسكار بهترين بازيگر مرد نفش اول را دريافت كرد. «گري كوپر» كه برخي از منتقدان او را در كنار «همفري بوگارت» (1957-1899م) بزرگترين ستارة دهة 1940 هاليوود ميدانند همچنان كه «كلارك گيبل» (1960-1901م) را بزرگترين ستارة دهة 1930 هاليوود دانستهاند – از دهة 1920 ميلادي بازي در فيلمهاي وسترن را آغاز كرد و در دهة 1940 ميلادي به اوج شهرت دست يافت. وي پس از بازي در «ماجراي نيمروز» و دريافت جايزه اسكار به خاطر بازي در آن، به ايفاي نقش در وسترنهاي روان كاوانهاي كه به سرعت مرسوم شده بود، پرداخت و متخصص اين نوع فيلمها شد. جان وين در اوايل دهة1960ميلادي به سرطان ريه مبتلا شد و به همين دليل، رية سرطانياش را جراحي كرد، اما اين جراحي آنچنان موفقيت آميز نبود و به همين جهت، باقي عمرش را به سختي با حملات بيماري دست به گريبان بود. آخرين فيلمي كه جانوين در آن به ايفاي نقش پرداخت، يك وسترن به نام «بازگشت تيرانداز» (1976) بود كه توسط «دان سيگل» (1991-1912م) ساخته شد. وين در اين فيلم در نقش يك هفت تيركش كه داراي سرطان روده است و تصميم ميگيرد كه زندگياش را شرافتمندانه و به تنها روشي كه ميداند (يعني يك جدال و دوئل نهايي) به پايان برساند، ظاهر شد. در تبليغاتي كه براي اين فيلم انجام شد، اين جمله بيش از بقيه به چشم ميخورد: «او بار ديگر بايد در نبرد اسلحه شركت كند تا بار ديگر افسانهاش را جاودانه نگاه دارد. او بار ديگر بايد برنده شود.» «بازگشت تيرانداز» فيلمي است كه با كيفيت بالا و نوعي قدرداني تكان دهنده و تأثيـــر گــذار نسبت به جان وين محسوب ميشود. اين فيلم، خداحافظي گرمي است با يكي از ابر چهــرههاي دنياي وسترن. در دنياي سينما كمتر اتفاق ميافتـــد كه بازيگري، فيلم خداحافظي خود را خودش انتخاب كند؛ اما وقتي نوبت به چهرهاي افسانهاي همچون جان وين ميرسد، ميتوان استثنـاء قائل شد. وقتي با اين آگاهي به تماشاي فيلم «بازگشت تيرانداز» مينشينيم كه آخرين فيلم جان وين بوده است، تماشاي آن سختتر ميشود. وين در طول ساخت اين فيلم، مثل شخصيتي كه در فيلم دارد، در حال مبارزه با سرطان بود. سرنوشت واقعي جان وين با سرنوشت شخصيتي كه در اين فيلم بازي ميكرد، تفاوتي نداشت. به همين دليل «بازگشت تيرانداز» چيزي بيش از يك فيلم سرگرم كننده و تماشايي است. ژانر تخصصي جان وين، وسترن بود. او در نيم قرن بازي در سينما در حدود250 فيلم به ايفاي نقش پرداخت كه بخش قابل توجهي از آنها، فيلمهاي وسترن بودند. تصوير جان وين درشت هيكل با موهاي كوتاه و صاف، چشمان ريز و صورت آفتاب سوخته، شمايلي آرماني براي يك وسترنر است. نقشهاي او در فيلمهايش، تقريباً مشابه هم بودند. وين در اين زمينه گفته است: «شايد بگويي همه نقشهايم مشابهاند ؛ اما اين دقيقاً همان چيزي است كه ميخواهم در ذهن شما شكل بگيرد. من اگر نتوانم روي پردة سينما شخصيت فرديام را نشان بدهم، يك بازنده محسوب ميشوم.» او معتقد بود: «من نقش مردي را در فيلمهايم بازي كردهام كه هميشه دوست داشتهام به جاي او باشم.» جان وين هنگام اهداي جوايز اسكار 1979 در اين مراسم گفت: «من زماني كه به هاليوود آمدم؛ همان سالي كه اسكارها به راه افتاد و دوست دارم سالهاي طولاني در كنار شما باشم.» اما او دو ماه بعد از بيان اين سخنان، در يازدهم ژوئن 1979 براثر ابتلا به سرطان در سن 72 سالگي در آمريكا درگذشت. codex17x page29 |
PDF صفحات روزنامه
Ettelaat International



آدرس: تهران. بلوار ميرداماد - خيابان نفت جنوبي
تلفن : 29999
22258022 : فاكس
Ettelaat Newspaper
Tehran Mirdamad Boulvard
Tel : 009821 29999
Fax : 009821 29999
email: ettelaat@ettelaat.com






































84 سال حضور مستمر در صحنه اطلاع رساني کشور




PDF صفحات نيازمنديها
PDF صفحات ضميمه


